قهرمان ميرزا عين السلطنه
483
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
است . شهر طهران اكنون بسيار خلوت شده است چه تلف شدهاند و چه فرار كردهاند . شميرانات و با هست خداوند رحم كند . اين چند روز لله الحمد و از بركت ائمهء اطهار سلام الله عليهما تخفيفى در اين مرض پيدا شده . نمىدانم چه وقت خلاص خواهيم شد . الان كه هيچ كس اميد حيات به خود ندارد تا چه مقدر شده باشد . افوض امرى الى الله . هرچه خدا خواهد عين رضاست . « كس ندارد از رضاى حق گله » . خدا خود بهتر مىداند . طورى مبتلا هستيم كه حد و حصر ندارد . با وجود اين آنقدر نوشتم كافى است . ورود شاه بارى شاه قوتقلب غريبى دارد . به سلامتى سلطنتآباد تشريف آوردند . جلوى عمارت با حضرت و الا و محمد حسن ميرزا و تولوى خان ايستاده بوديم . اظهار التفات به حضرت و الا بسيار فرمودند . از من سؤال فرمودند كى وارد شدى ؟ عرض كردم مدتى است . فرمودند برويد راحت كنيد . با حضرت اجل بيرون آمديم صحبت و اظهار التفات زياد به من فرمودند . قبل از روضه منزل آمديم . چند روز است حضرت و الا شروع به روضهخوانى فرمودهاند . جمعيت زياد مىشود . حالتها پريشان است . دزدى سراپردهء شاه در بروجرد شاه روز چهارشنبه با جمعيت مختصرى شهرستانك تشريففرما مىشوند . پشت كوه البرز است . عمارت سلطنتى آنجا هست . الحمد لله آقاى عماد السلطنه به خوبى و خوشى اعليحضرت را روانه فرمودند . از هرجهت به وجود مبارك در آن سه ولايت خوش گذشته . همه چيز وافر و زياد بوده . آن همه دزدى كه در بروجرد شد لله الحمد جزئى سرقتى در خاك ما نشد . در بروجرد يعنى در ونائى « 1 » سراپردهء شاه را اسبابش را سرقت كردند . خيلى بد اتفاقى افتاد . كمتر از دزدى تخت طاووس نبود . رفتار عماد السلطنه در ملاير و نهاوند عماد السلطنه به سلامتى امير تومان شد و كمال رضايت را از حسن خدمت ايشان قبلهء عالم و حضرت اجل و ساير ملتزمين ركاب مبارك داشتند . هزارهزار مرتبه جاى شكر است . لله الحمد معلوم شد نوكرى قابل و خدمتگزار است . ملاير و نهاوندى و تويسركانيها همهجا فحش و سخنهاى بد شنيدند . حتى چند مرتبه حضرت اجل متغير شده توسرى و چوب زدند . ولايت منظم و آرام شد . الان در كمال نظم و امنيت است بهتر از پيشتر . جناب وزير جهت گرفتن قبض سيورسات و تعيين و تسعير آن تا طهران آمدند . حال هم موكول به رفتن شهرستانك شده است . با اين وضعها كار مىگذرد . تمام ادارات مملكتى بسته [ است ] و مردم تماما منتظر مرگ هستند . تا چه وقت حضرت و با گريبان آدم را بگيرد و خلاص شود از هم و غم دنيا . اين اشعار مناسب است :
--> ( 1 ) - وناوى در مراجع كنونى .